به گزارش ایران اکونا به نقل از گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها رسانههای نزدیک به حزب حاکم ترکیه به طور گسترده بر روی دیپلماسی انرژی مانور میدهند. این رسانهها مدعی هستند که ترکیه پس از تحولات ژئوپولیتیکی چند سال گذشته، با استفاده از ظرفیتهای گازی جمهوری آذربایجان، از موقعیتی ویژه برخوردار شده و در آیندهای نزدیک، از منابع ترکمنستان و ازبکستان نیز استفاده خواهد کرد.
ارگانهای تبلیغاتی و رسانهای حزب حاکم ترکیه، تلاش میکنند تا ترکیه را به عنوان یک کنشگر قدرتمند معرفی کنند که با انتقال گاز طبیعی میادین خزر به اروپا، زنجیرهای از منافع پایدار را فراهم کرده و بیش از همه، آنکارا و باکو را در مسیر هم افزایی قرار داده است.

مهمت اوغوتچو از سفرای سابق ترکیه و از متخصصین برجسته انرژی، به بررسی اهمیت نقش جمهوری آذربایجان در تامین گاز مورد نیاز اروپا پرداخته است.
این پژوهشگر ترک که حالا مدیریت باشگاه انرژی در لندن را بر عهده دارد، درباره امنیت انرژی اروپا میگوید: «پس از وقایع سال 2022 میلادی و کاهش نقش روسیه در نقشه تأمین گاز، امکان نقش آفرینی آذربایجان بیشتر شد. چرا که امروزه، وقتی در بروکسل از امنیت انرژی صحبت میشود، اولین مفهومی که به ذهن میرسد، قیمت نیست بلکه آسیبپذیری است. اتحادیه اروپا به دنبال این است که کدام تأمینکننده و کدام مسیر، اروپا را از فشار سیاسی، قطع ناگهانی گاز و وابستگی به یک دکمه دور نگه دارد. در این معادله جدید، نقش آذربایجان و ترکیه، نه آنقدر بزرگ و حیاتی است که درباره آن اغراق کنیم، نه آنقدر بیاهمیت است که دست کم گرفته شود».
دادههای شورای اتحادیه اروپا به وضوح کاهش وابستگی به روسیه را نشان میدهد. در سال 2024، سهم گاز خط لوله روسیه در واردات گاز خط لوله اتحادیه اروپا به تقریباً 11 درصد کاهش یافته و سهم کل گاز روسیه، از جمله LNG به زیر 19 درصد رسید. انتظار میرود این نرخ در دوره 2027-2028 به صفر برسد.
این وضعیت، فضا را به نفع جمهوری آذربایجان تغییر داده و بر تعادل عرضه و قدرت چانهزنی، به ویژه در جنوب شرقی اروپا، تأثیر میگذارد. صادرات گاز آذربایجان به اروپا در سال 2024 به حدود 13 میلیارد متر مکعب رسید. این رقم نشان دهنده افزایش قابل توجهی از سطح 8 میلیارد متر مکعب در سال 2021 است و مستقیماً با استراتژی اروپا برای قطع ارتباط با روسیه همسو است.
البته، این حجم جایگزین روسیه نمیشود، با این حال، مستقیماً بر ریسک زمستانی، روانشناسی قیمت و مذاکرات قرارداد در برخی کشورها تأثیر میگذارد. اما توقعات جمهوری آذربایجان نیز بالا رفته و پیام این کشور به اروپا در سال گذشته به طور قابل توجهی تندتر شد و اعلام کرد: «اگر گاز بیشتری میخواهید، تأمین مالی و چشمانداز قراردادهای بلندمدت ایجاد کنید».
این تصویر، محدودیتهای واقعی ادعای آذربایجان مبنی بر تبدیل شدن به «هاب انرژی» را نشان میدهد. تبدیل شدن آذربایجان به یک مرکز تجارت فیزیکی گاز برای اروپا، مشابه TTF در هلند، دشوار است. با این حال، تبدیل شدن آن به یک هاب اتصال امکانپذیر است. منطق امنیتی جدید اروپا در حال حاضر نه بر اساس «یک محصول-یک خط»، بلکه بر اساس «اتصالات متعدد» است.

اوغوتچو معتقد است که جمهوری آذربایجان باید به فکر حل مشکلات و موانع مسیر سیاست خارجی باشد و صلح با ارمنستان را جدی بگیرد.
او میگوید: «جدول زمانی صلح برای سال 2026 مورد بحث قرار گرفته اما بحران اعتماد به طور کامل برطرف نشده است. ارزش واقعی صلح صرفاً سیاسی نیست. ظرفیت جذب سرمایهگذاری، بیمهپذیری کریدورها، هزینههای تأمین مالی و تصور آذربایجان به عنوان یک کشور گازی قابل پیشبینی، مستقیماً با این موضوع مرتبط است»
تحلیلگران بینالمللی بازار انرژی بر این باورند که جمهوری آذربایجان پس از جنگ روسیه و اوکراین، برای اروپا به یک تأمینکننده مهم گاز طبیعی تبدیل شده است. این منبع، به اتحادیه اروپا کمک میکند تا از انرژی روسیه، به ویژه از طریق خطوط لوله ترانس آناتولی (TANAP) و ترانس آدریاتیک (TAP) که گاز خزر را به چندین کشور اروپایی منتقل میکنند، تنوع بخشد.
جولین ماتونیر از تحلیلگران گروه اطلاعات انرژی میگوید: «آذربایجان با افزایش صادرات گاز به اتحادیه اروپا، خود را به عنوان یک شریک پایدار تثبیت کرده که به تنوعبخشی بدون ایجاد تضاد در توازن منطقهای کمک میکند. البته در این میان، مهارت دیپلماتیک آذربایجان در مدیریت روابط با روسیه و ترکیه، موضوع مهمی است».
همچنین بنیاد هاینریش بول به عنوان یک اندیشکده اروپایی فعال در تحقیقات انرژی، به این اشاره کرده که صادرات گاز آذربایجان به اروپا و کاستن از میزان وابستگی اروپاییها به گاز روسیه، تقویتکننده روابط باکو با اتحادیه است و میتواند به توسعه روابط در حوزههای دیگر نیز کمک کند.
اما به قول تحلیلگر بنیاد بول بروکسل، مساله اینجاست که توان صادرات گاز جمهوری آذربایجان، هنوز هم در مقایسه با روسیه، منبع عظیمی نیست و به عنوان مثال، در سال 2024 میلادی، امکان انتقال آن از 13 میلیارد متر مکعب، فراتر نرفت. این در حالی است که روسیه، قبل از حمله به اوکراین و در سال 2020 میلادی میتوانست سالی 185 میلیارد متر مکعب، گاز به اروپا صادر کند.
با این حال، شرایط فعلی از چنان حساسیتی برخوردار است که اروپا، به منظور انعطافپذیری و تنوعبخشی، حتی تأمینکنندگان حاشیهای را به عنوان کنشگران دارای ارزش استراتژیک قلمداد میکند. ولی چنین چیزی به این معنی نیست که جمهوری آذربایجان بتواند در مقام صادرکننده، با گازفروشهای قدرتمندی مانند روسیه و هلند، رقابت کند.

رسانههای جمهوری آذربایجان، بر همکاری استراتژیک دیرینه با اروپا از طریق کریدور گاز جنوبی تأکید کرده و به این اشاره میکنند که این رویداد، بخشی از نقشه انرژی اروپا را تغییر شکل داده و جایگزینی برای گاز روسیه به عنوان بخشی از اهداف تنوعبخشی اتحادیه اروپا ارائه داده است.
ولی همه تحلیلگران خارجی، نسبت به نقش بلندمدت آذربایجان به تمامی خوشبین نیستند و دیدگاههای انتقادی و محتاطانه نیز دارند.
گزارش خبرگزاری رویترز اشاره میکند که محدودیتهای بانک سرمایهگذاری اروپا (EIB) در تأمین مالی زیرساختهای سوخت فسیلی، همراه با تعهدات اقلیمی اتحادیه اروپا، ممکن است گسترش زیرساختهای مورد نیاز برای تحقق اهداف بالاتر گاز آذربایجان (مثلاً 20 میلیارد متر مکعب تا سال 2027) را محدود کند. در مقابل، آذربایجان هشدار داده که در صورت تداوم چنین محدودیتهایی، ممکن است به بازارهای دیگر روی آورد.
در همین حال، فایننشال تایمز به این اشاره کرده که در صورت یک توافق پشت پرده بین روسیه و جمهوری آذربایجان مبنی بر انتقال گاز از روسیه به آذربایجان و سپس انتقال همان گاز به اروپا، وضعیتی پدیدار میشود که میتواند مصداق دورزدن تحریمهای مالی روسیه باشد و در این صورت، اروپاییها، با جمهوری آذربایجان نیز دچار اختلاف نظر جدی شوند.
به طور کلی، جمهوری آذربایجان در زمینه افزایش نقش خود به عنوان یک تامینکننده گازی بزرگ، با چالشهایی مواجه است که برخی از آنها عبارتند از:
محدودیتهای زیرساختی و سرمایهگذاری: برای افزایش قابل توجه صادرات گاز (به عنوان مثال، از حدود 13 میلیارد متر مکعب به حدود 20 میلیارد متر مکعب تا سال 2027)، جمهوری آذربایجان و شرکایش به سرمایهگذاری و تامین مالی بالایی در در زیرساختهای خط لوله کریدور گاز جنوبی نیاز دارند. این در حالی است که قوانین نهادی اتحادیه اروپا که تأمین مالی پروژههای سوخت فسیلی را محدود میکند - به ویژه از طریق نهادهایی مانند بانک سرمایهگذاری اروپا - این امر را دشوارتر و نامطمئنتر میکند.
سیاستهای اقلیمی اروپا: جاهطلبیهای بلندمدت اروپا برای کربنزدایی (تعهدات صفر خالص، کاهش مصرف سوخت فسیلی) ممکن است تمایل برای قراردادهای بلندمدت سوخت فسیلی را حتی با شرکای قابل اعتماد کاهش دهد. این امر بر تمایل شرکتها و کشورهای اروپایی برای امضای قراردادهای خرید بلندمدت که برای تضمین سرمایهگذاری در مقیاس بزرگ ضروری است، تأثیر منفی میگذارد و جمهوری آذربایجان، متضرر خواهد شد.
چالش موازنه ژئوپلیتیکی: جمهوری آذربایجان باید روابط خود را با قدرتهای رقیب مانند روسیه، اتحادیه اروپا و چین متعادل کند تا بیطرفی استراتژیک خود را حفظ کند و در عین حال روابط انرژی خود را گسترش دهد. دسترسی این کشور به شرق و غرب، از جمله مشارکت با چین در فناوری و زیرساختها، نگرانیهایی را در برخی از پایتختهای اروپایی در مورد نفوذ و وابستگی ژئوپلیتیکی ایجاد میکند.
محدودیتهای بازار: حجم گاز عرضه شده توسط جمهوری آذربایجان هنوز هم در مقایسه با جریان گاز روسیه قبل از سال 2022 و نسبت به کل تقاضای اتحادیه اروپا همچنان اندک است. ولی افزایش عرضه فراتر از ظرفیت صادرات فعلی آن، به سرمایهگذاری، زمان و تقاضای پایدار بلندمدت نیاز دارد.

همکاری با ترکیه و رژیم اسرائیل
اوغوتچو بر این باور است که جمهوری آذربایجان، برای تداوم نقش خود به عنوان یک تامنکننده گازی در حال رشد، با ترکیه و رژیم صهیونیستی، همکاری گستردهتری خواهد داشت.
او میگوید: «رابطه ترکیه و آذربایجان دیگر نمیتواند صرفاً با شعار برادری توضیح داده شود. این رابطه معماری منافع مشترک است. ستون فقرات کریدور گاز جنوبی از ترکیه عبور میکند. ترکیه دروازه غربی کریدور مرکزی است. در همین حال، رابطه آذربایجان و اسرائیل یکی از عملگرایانهترین مسائل در منطقه است. این رابطه به فروش نفت از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیحان محدود نمیشود و ابعاد دفاعی و اطلاعاتی نیز دارد. البته در سال 2025، شرکت آذربایجانی سوکار در حوزه اکتشاف گاز در سواحل اسرائیل فعال بود. بنابراین این رابطه مزایایی را برای آذربایجان فراهم میکند و البته، باید به حساسیتهای ایران نیز، توجه داشته باشد».
از نظر اوغوتچو، رشد نقش جمهوری آذربایجان به عنوان تامینکننده گازی، در دائمی کردن روند صلح، شفافسازی مدیریت کریدور، ارائه مشروعیت و پیشبینیپذیری به سرمایهگذاران و توجه به حساسیتهای ایران و روسیه و تقویت محور ترکیه-اتحادیه اروپا نهفته است.





